آدمی صبر و تحملی داره

ادم ها هم صبر و تحملی دارند وقتی این صبر و تحمل دیگه لبریز بشه دیگه نمی شه جمعش کرد. من ادمی نیستم که در شرایط سخت و دشوار بخواهم سریع جا بزنم من اصولا ،خودم را ادمی با صبرو تحمل بالا می دونم خیلی صبور هستم ولی ادم ها ،صبرو تحملشون رو هم به مرور زمان که بزرگ می شن از دست می دند و کم و کمتر می شه این صبر. این رو به همه میگم که من دیگه این روزها صبرو تحملم خیلی کم شده و مثل و قدیم ها صبور نیستم این روزها خیل دارم فکر می کنم به اینده و دارم برنامه ریزی می کنم برای اینکه دیگه از این که وابسته باشم به دیگران خودم رو دور کنم من سه تا راه دارم 1- برم به خارج از ایران برای ادامه تحصیل 2- بشینم درس بخونم برای کنکور آزاد 3- شروع کنم به کار کردن خوب راه اول که هزینه اش خیلی بالاست و اینکه دیگه حوصله غربت و دوری از مادرم و خواهرم رو ندارم ولی بهش فکر می کنم چون اگر بتونم اونجایی که برای تحصیل انتخاب می کنم رو به درستی شناسایی کنم و بتونم اونجا کار کنم مشکل هزینه هم تقریبا حل می شه راه دوم شاید اسان ترین و عاقلانه ترین راه باشه راه سوم هم خیلی خوبه اما بسیار سخته و طاقت فرسا هستش این روز ها بیشتر باید فکر کنم و مشورت بگیرم اینقدر غمم زیاده که دارم می سوزم ولی .... دلم بی دوا شده اخه تا کی من باید حیرون و سرگردونم چکار باید می کردم که نکردم باورم نمی شه به خدا خسته شدم فقط می ترسم حس می کنم که این روز ها شاید این تحولی باشد

افزودن نظر جدید