افزودن نظر جدید

من و العالم (انگیزه رو باید خودمون بسازیم)

خیلی خوبه که دوستانم مطالب سایتم را دنبال می کنند و این برای هر وبلاگ نویسی مطمئنا جذاب هست که ببینه مطالبش رو می خونند و در موردش نظر می دهند. واقعا نوشتن هم کار سختی هست خیلی سخت باید سعی کنی طوری بنویسی که منظورت رو به درستی بیان کنی ، از طرفی می خواهی برای خودت همه چیز را بنویسی که یادگاری بماند و یه روزی بیایی به این خاطرات بخندی و بگی ببین من اون زمان که این رو نوشتم چه تفکراتی داشتم اما نمی شه واقعا نوشت وقتی با هویت واقعی خودت می نویسی باید خیلی از مسائل رو نادیده بگیری و ننویسی چون که ممکنه خیلی ها از صحبت هایی که می کنی مطالبی که می نویسی برداشت خودشان رو بکنند. دوستی ازم پرسیده بود که چرا توی مطالبی که می نویسی اینقدر خودت را کوچک می کنی تو که با سوادتر از این حرف ها هستی که توی مطالب خودت را جوری جلوه می دی که انگاری هیچی بلد نیستی؟ نمی دانم چه بگویم در جواب این دوست واقعا من یک حرفه ای نیستم من خودم را یک ویرایشگر حرفه ای می دونم در حال حاضر که کاملا مسلط هست از کدهایی که در اختیارش هست ان چیزی رو که می خواهد پیاده سازی کند. اگر بگویم تا به حال هیچ وقت نیاز نشده که یک خط کد بنویسم شاید باور کردنی نباشه یه جورایی عادت کردم به ویرایش ماژول ها و این برای من خیلی بده برای منی که هدف های خیلی بزرگ دارم.

خوب ، بعد از اینکه زمان یک هفته ای رو اعلام کردم خیلی تلاش کردم تا اون زمان را به واقعیت تبدیل کنم اما خوب نشد اون زمان بندی تحقق یابد روز های می گذشت و از زمان بندی عقب بودم در حین این زمان همکاران تولید محتوا در حال ورود محتوا در سایت جدید بودن کار به کندی هرچه تمام تر جلو می رفت طوری بود که واقعا کسل اور شده بود باید توی سایت کلی صفحه ساخته می شد و صفحات دیزاین داده می شد و از همه مهمتر باید خواسته های تیم تولید محتوا را هم اجرا می کردیم. در طول روز بیش از 2-3 ساعت رو فقط با بحث و جدل طی می کردم از شنیدن صحبت هایی در مورد برنامه نویس های قبلی و این که چی شد از شبکه رفتن تا اینکه همکاران از رابطه خوب من با مدیر شبکه برداشت های خودشان را می کردند اینطوری بگم هر موقع می رفتم برای توضیح کار های انجام شده با مدیر شبکه همکارانم می گفتند رفتی زیرآب کی رو بزنی واقعا خسته کننده بود این جمله برایم یادم هست روز اولی که می خواستم برم شبکه با چند تا از دوستانم مشورت می کردم . جالب بود اون ها هم این حرف ها را می زدند مه مواظب باش و... واقعا خسته کننده بود برایم از اینکه بشنوم که تیم طراح قبلی فلان خوبی را داشت و ... روز ها به سختی می گذشت. اواخر اسفند ماه بود که تقریبا کارهای مربوط به سایت رو به اتمام بود.
مدیر شبکه لطف کردن به خاطر تلاش های تیم پاداشی را به همه دادند و این از همه چیز خوشحال کننده تر بود. خوشحال کننده بود از این نظر که می دیدی که شخصی هست که به کاری که انجام می دهی ارزش می دهد و رضایت دارد از کارها و این برای من به شخصه رضایت بخش بود.
برای اینکه بتونم صفحه اول رو درست کنم و سرعت عمل بالایی داشته باشیم از ماژول های دروپال استفاده کردیم در حالی که می شد بدون انها هم کار ها رو جلو برد اما خوب هدف گذاری بر مبنای این گذاشته شده بود که سایت طوری طراحی بشه که هرموقع من از شبکه خواستم برم بعد از رفتنم هیچکس به خاطر نوع طراحی از من بد نگوید و یه خدا خیرش بدهد پشت سرم باشه. اگرچه استفاده از مازول ها هم الان در برخی موارد مشکل زا شده است و تغییر ان هزینه های خاص خودش را دارد.
هر روز که می گذشت مشکلات سایت قدیم شبکه بیشتر نمایان می شد. بازدید سایت بیش از حد تصور تیم قبلی بالا رفته بود احساس می کنم انها هیچ وفت فکر نمی کردن سایت شبکه اینهمه بازدید داشته باشد. طراحی جوری بود که کوچکترین تغییری در سایت باعث می شد سایت افلاین بشود. هسته سایت قدیمی بود و تیم طراح هیچ گونه پشتیبانی از سایت نمی کردند. دروپال 6.19 یک باگ امنیتی داشت و به گفته خود دروپال باید هرچه سریعتر به نسخه 6.20 ارتقا داده می شد. بازدید از سایت هر روز بیشتر و بیشتر می شد. تولید خبر بشتر شده. درخواست ها برای تغییرات در سایت زیاد بود سایت جدید باید با طراحی جدید تمام می شد توی تحریریه العالم اوضاعی اشفته ای بود برای خودش هر روز هم یک کشور به کشور های تظاهرات کننده اضافه می شد خوب شبکه هم می خواست اختصاصی انها را پوشش بدهد. از جا های مختلف گزارش از سایت می خواستند مثلا گزارش اخبار تولیدی در مورد یک کشور خاص. امکان گزارش گیری از سایت خیلی سخت بود به دلیل اینکه از یک دیتابیس برای 4 سایت استفاده شده بود و ... وقتی می خواستی یک کوئری ساده رو روی سایت اجرا نمایی باعث می شد برخی از تیبل ها کرش کند و سایت افلاین می شد. از طرفی فشار شدیدی بود که فلان گزارش باید سریعا تحویل داده شود. اوضاع کاری واقعا سخت بود استرس شدید واقعا اذیت می کرد من رو . خستگی شدید کاری ، کم خوابی های شدید داشتم اما انگیزه داشتم تلاش می کردم می تونم بگم یکی از موارد مهمی که تونستم از این استرس و این موارد دور کنم همین انگیزه بود. این انگیزه رو خودم برای خودم ساخته بودم.
(ادامه دارد)

دسته بندی ها: