افزودن نظر جدید

نقش فیسبوک در انتخابات

بدون شک سر امد تمام شبکه های اجتماعی فیسبوک می باشد.نقش فیسبوک و محبوبیت آن در بین کاربران ایرانی بسیار پررنگ هست تا جایی که این شبکه اجتماعی در بین ۱۰ سایت برتر و پربازدید ایرنیان در چند ماه اخیر قرار گرفت.شعبه مرکزی فیسبوک در کالیفرنیا قراردارد و از قوانین دولت امریکا پیروی می کند در بخش ۴-۳ مرامنامه فیس بوک نوشته شده است ، استفاده کاربران در کشورهای شامل تحریم از “هرگونه فعالیت” در این سایت منع می شوند. با این حال فیسبوک از جمله معدود سایت هایی هست که خدمات رسانی خود را به ایرانیان انجام می دهد. در چندی پیش فیسبوک در اقدامی قصد بستن سایت خود بر روی ای پی های ایرانی داشت اما به یکباره نظر خود را عوض کرد و اعلام کرد هیچ کاربر ایرانی را تحریم نخواهیم کرد،فیس بوک این خبر را حدود ۴۰ روز مانده به انتخابات اعلام کرد،جالب انجا هست که آقای “Barry Schnitt” سخنگوی سایت فیس بوک در این زمینه گفت: “ما اجازه می دهیم و در آینده نیز اجازه خواهیم داد تا تمامی کاربرانی که ،کشور آنها مشمول تحریم های ایالات متحده هستند در این سایت به فعالیت بپردازند. به شرط آنکه فعالیت آنها منجر به کارهای اقتصادی نگردد. انقدر برای گردانندگان فیسبوک، ایرانیان به یکباره مهم می شوند که زبان فارسی از جمله زبان های رسمی سایت فیسبوک می شود، شما می توانید این سایت را به طور کامل به صورت فارسی مشاهده کنید و انقدر ایرانیان مهم می شوند که فیسبوک در روز انتخابات در صفحه اصلی کاربران یک نظر سنجی قرار می دهد با این مضمون که ایا شما رای داید و با کلیک کردن بر روی گزینه مورد نظر یک عدد به کانتر اضافه می شد، چیزی در حدود ۱۵۰۰۰ هزار نفر در این نظر سنجی شرکت کرده بودند. فیسبوک در انتخابات اخیر نقش خوبی داشت البته این نقش به نظر من به انقدر پررنگ نبود که در حال حاضر سران مملکتی در مصاحبه خودشان عرض می کنند نبود، به نظرم رسانه های داخلی با پرداختن به این موضوع باعث شدن توهمی به نام انقلاب فیسبوکی در بین کاربران ایجاد کنند. به شخصه تحلیل های زیادی درمورد فیس بوک شنیده ام و بارها و بارها شبکه های خارجی از فیس بوک به عنوان وسیله ای برای اطلاع رسانی در اغتشاشات اخیر نام می بردندد. من در فیس بوک عضو هستم و رفتار ایرانی ها را در این میان به خوبی دیده ام و می شناسم. به خصوص دوستان خودم که اغلب آنها دانشجویان تحصیلات تکمیلی (داخل و خارج) هستند. قبل از انتخابات، بسیاری از ایرانی ها لوگوی خودشان را سبز کرده بودند. این افراد یکدیگر را تشویق می کردند که عکس پروفایلشان را سبز کنند (یا در مورد حامیان آقای کروبی، می نوشتند change). اگر کسی این کار را نمی کرد، تقریباً طرد می شد. وای به حال کسی که از پرچم ایران به عنوان عکس پروفایلش استفاده می کرد. در این صورت مورد حملات و توهین های مستقیم و غیرمستقیم قرار می گرفت. اگر کسی از محمود احمدی نژاد حمایت می کرد، فضای مجازی به گونه ای بود که ترجیح می داد اصلاً حرف نزند، برای اینکه بعضی دوستان از هیچ نوع فحش و ناسزایی فروگذار نمی کردند. بلافاصله بعد از شروع اعلام نتایج، لوگوی همه دوستان سبز به Where is my vote مزین شد. مجدداً فضای ایجاد شده طوری بود که هیچ حرف مخالفی شنیده نمی شد، و اگر هم گفته می شد سریعاً مورد حمله قرار می گرفت. و این توهم بین کاربران ایجاد شده بود که همه ایرانی ها طرفدار کروبی و موسوی هستند. یکی از ابزارهای اطلاع رسانی به خصوص در روزهای آشوب، گروه ها وصفحه هایی بود که تحت نام فعالان سیاسی درست شده بود. چنین گروههایی نقش مهمی در ایجاد شایعات داشتند، و انجام تجمعات بدون مجوز نیز در آنها به طور مرتب اطلاع رسانی می شد. حتی خودم دیدم در برخی کانالهای ماهواره ای، به “اخبار منتشر شده در صفحه مهندس موسوی در فیس بوک” استناد می شد، و این طور القا می شد که این اخبار واقعاً توسط ایشان منتشر شده است! در حالی که گردانندگان کانالهای ماهواره ای حتماً می دانند مهندس موسوی اخبارش را از طریق فیس بوک منتشر نمی کرد! نکته بسیار جالب در این میان آن بود که در فیس بوک اخبار دروغ و غلط به راحتی منتشر و باور می شد. برای مثال، عکسی در فیس بوک منتشر شده بود که به کرات توسط دوستان من به اشتراک گذاشته شده بود. در این عکس، تصویری از یک هلیکوپتر نشان داده شده بود که در حال پاشیدن یک مایع است. زیر عکس نوشته بودند: هلیکوپتر سپاه در حال پاشیدن اسید به روی مردم! در حالی که تصویر به وضوح مربوط به یک هلیکوپتر آتش نشان بود و حتی پرچم جمهوری چک روی بدنه هلیکوپتر به وضوح دیده می شد! بعداً لینک اصلی این تصویر را هم پیدا کردم. این مثال را زدم تا معلوم شود تصاویر و شایعات فیس بوکی تا چه اندازه مستند بودند. نکته جالب در این بین، این بود که دوستان من که اغلب در مقاطع تحصیلات تکمیلی شاغل به تحصیل هستند اغلب چنین اخبار غیر موثقی را باور می کردند! در نهایت، نکته جالب نسبت فعالیت دوستان داخل و خارج بود. قریب به اتفاق دوستانی که در خارج از کشور داشتم مرتب لینک های مربوط به اغتشاشات گذشته و برنامه های آینده را ارسال می کردند، در حالی که از میان دوستان داخل ایران، تعداد دوستان فعال من به تعداد انگشتان دست هم نمی رسید (در حالی که اغلب دوستان من داخل کشور زندگی می کنند). مجدداً این موضوع غیرواقعی بودن فضای مجازی را نشان می داد. نتیجه: توهم انقلاب فیس بوکی یا تویتری، خیلی توهم ساده لوحانه ای است، و جالب آنکه افراد تحصیل کرده زیادی می شناسم که به انقلاب فیس بوکی ایمان دارند. مسئولین کشور باید رسانه های اجتماعی را به عنوان رسانه ای جدید و نوپا که سرعت گسترش ان بسیار بالاست توجه بیشتر داشته باشند.